217

گفتمش نقاش را از غربت یارم بکش / ناله کرد و با قلم یک چهره خالی کشید
گفتمش پس غربت یارم کجای نقش بود ؟ / گریه کرد و زیر کاغذ غنچه ای پرپر کشید

دلتنگی با همه تلخیش زیباست چون یادگاریست از آنانکه دوستشان داریم و نمیدانند

بحکایت جالبی است که فراموش شدگان هیچ گاه فراموش کنندگان را فراموش نمی کنند
اگر تنهاترین تنهـا شوم باز هم خــدا هست